السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

49

تفسير هدايت (فارسى)

است ، و حديث / 48 رسيدهء از امام صادق - عليه السلام - اندازهء تفاوت ميان آن دو را بدين گونه بيان كرده است : « اين آتش دنياى شما يك جزء از هفتاد جزء « يك هفتادم » آتش دوزخ است كه هفتاد بار به آب آن را خاموش و بار ديگر روشن كرده باشند ، و اگر چنين نمىبود ، آدمى نمىتوانست آن را تحمل كند » . « 19 » [ 13 ] سؤال : جسم آدمى چگونه مىتواند اين آتش بزرگ را تحمل كند و نسوزد و خاكستر يا گاز نشود ، چنان كه همهء چيزهايى كه با بمب اتمى محترق مىشوند بدين صورت در مىآيند ، و شك نيست كه آن بسيار از آتش دوزخ كم‌اثرتر است ؟ آرى چنين است ، ولى پروردگار ما به جسم بندهء گناهكارش امكاناتى مىبخشد كه چنين آتشى را تحمل كند و هر چه بيشتر درد بكشد . مگر پروردگار ما نگفته است كه : « كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ . . . - پوستهاشان كه پخته شد و سوخت پوستهاى ديگرى به جاى آن به ايشان مىدهيم تا عذاب را بچشند » ؟ بدين گونه شقاوت پيشگان در آتش ميان مرگ و زندگى باقى مىمانند ، كه همهء اسباب مرگ آماده و همهء عوامل زندگى از ميان رفته است ، ولى آن تيره‌بخت به قدرت كاملهء خدا نمىميرد و به چشيدن عذاب اليم ادامه مىدهد . « ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى - سپس در آن نه مىميرد و نه زنده مىماند . » شبيه اين در دنيا آن است كه بعضى از مردم به عذاب دنيا از فقر و بيمارى و زندان و اضطراب و . . . و . . . مبتلا مىشوند ولى نمىميرند تا راحت شوند ، و با شاعر چنين مىگويند : ألا ما لنفس لا تموت فينقضى * عناها و لا تحيا حياة لها طعم ؟ چرا شخص نمىميرد تا رنج و سختى او پايان پذيرد ، و زنده ماندنش چنان نيست كه زندگى براى او با مزه باشد ؟

--> ( 19 ) - تفسير نمونه ، ج 26 ، ص 400 به نقل از بحار الانوار / ج 8 ، ص 288 .